السيد الطباطبائي ( مترجم : علوى )

83

على ( ع ) و فلسفه الهى ( فارسى )

چون حواس و احساسها را او پديد آورده پس خود نمىشود داراى آن حواسّ باشد و چون جواهر و اعراض را او با اين خصوصيّات و ويژگيها آفريده لذا خود داراى جوهر و عرض نيست . نور را با تاريكى ، رطوبت را با خشكى و سرما را با گرما ضدّ هم قرار داده است . اشياء همجنس را با هم جمع كرده و ناهم‌جنسها را از هم جدا ساخته و بدين‌وسيله و به واسطهء اين جمع و تفريقها بر وجود خويش راهنما شده است . در قرآن كريم مىفرمايد : وَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ . « 1 » هرچيزى را جفت آفريديم تا شايد شما به ياد خدا باشيد . از اين‌كه در موجودات ، غرايزى گوناگون قرار داد ، گواه آورد كه صانع آنها چنين غرايزى را ندارد و چون اشياء هريك در وقت و زمانى واقعند معلوم گرديد كه خود او در محدودهء زمان قرار نمىگيرد . بعضى از موجودات را از نظر برخى ديگر پنهان ساخت تا اثبات كند كه ميان او و بندگانش ، حجابى جز وجود ناقص خود آنها نيست . او پيش از آن‌كه بندهء پرورده و يا پرستنده‌اى در روى زمين پيدا شود ، پروردگار و آفريدگار بود . و قبل از آن‌كه معلوم و يا مسموعى باشد ، او عالم و شنوا بود » .

--> ( 1 ) - الذاريات : 49 .